تبلیغات
داستان،اس ام اس و ترفندهای کامپیوتر..... - اسمس جدید
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
داستان،اس ام اس و ترفندهای کامپیوتر.....
ft 17650 سه شنبه 2 مهر 1392 نظرات ()




به یک عید نو  روز بلافاصله پس از تابستان نیازمندیم !
.
.
یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !
.
.
شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …
انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …
.
.
یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!؟!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود …
.
.
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!! خوبیه اول مهر اینه که اکثر دخترا میدونن چی باید بپوشن !!!
فرستنده : محدثه
.
.
ﯾﺎﺭﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺩﯾﮑﺘﻪ ﯾﻪ ﮐﻠﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻨﯿﺪ !!!
ﻏﺒﺮﺍﻕ ﯾﺎ ﻗﺒﺮﺍﻍ ﯾﺎ ﻏﺒﺮﺍﻍ ﯾﺎ ﻗﺒﺮﺍﻕ ! کدومش ؟؟؟
ﺑﻌﺪ ﻣﻠﺖ ﻫﻤﻪ ﻧﻮشتن : Ghebragh !!!
ملت خجسته
بوی ماه مهر
دیکته پای تخته ای
.
.
ﺟﺎ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺮﯾﺒﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﺎﺯﮔﺸﺎیی ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﺎﺱ ﺑﺬﺍﺭﻥ ﺍﺑﺮﻭ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭘُﺮﺷﻪ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻋﺮﺽ ﻧﻤﺎﯾﻢ ، ﻣﺼﯿﺒﺖ ﮐﻤﺮ ﺷﮑﻨﯿﻪ !
.
.
یادش بخیر یه برنامه ای بود به اسم “جدی نگیرید” که شبای جمعه پخش میشد و هفته هایی که شیفت صبح بودیم نمی تونستیم نگاه کنیم ، از ترس اینکه نکنه فردا صبح خواب بمونیم !
.
.
یادش بخیر چه هیجانی داشت روزی که قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل شیم …
.
.
یکی از جملاتی که در دوران مدرسه از معلمین و مدیر و معاونیین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :
“پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون”
خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟؟؟ مگه هندونس ؟!
.
.
من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !
.
.
گرانشی که هفته اول مهر من به بالشم دارم ، قطبهای غیرهمنام آهربا به هم ندارن !
.
.
یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت !
.
.
ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺫﻫﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺭﻭﺩﯼ ۹۲ﺍﯼ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺁﺭﻩ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ ۷ﺗﺮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ ۱۷ …
ﻣﺎﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮﻭ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ولی ﺍﻻﻥ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﺗﻔﮑﺮﻣﻮﻥ “ایشاله ﺍﺯ ﺗﺮﻡ ﺑﻌﺪﻩ”
.
.
سلامتی اونی که همیشه یا بیرون کلاس بود یا تو دفتر مدرسه فقط به عشق اینکه خنده رو لب دوستاش بنشونه !
.
.
“بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید خونه ، معلمتون نیومده”
جالب اینجاست که اون یه ساعتی که زود میومدیم خونه یه حس و حال عجیبی داشتیم ، اصن اون یه ساعت معادل ۱۰سال بود !
.
.
.
دختره متولد ۸۰ پست گذاشته : از این به به بعد پول کارت شارژهایم را سیگار میخرم و با خیابان حرف میزنم …
تو پول کارت شارژاتو نگه دار لوازم تحریر بخر ۲روز دیگه باید بری مدرسه آب بابا نان داد بنویسی !
.
.
چه حس خوبی بود وقتی میرسیدیم به درسهای آخر کتاب …
.
.
یادش بخیر شنبه ها توی مدرسه های پسرونه وقتی میخواستن با صف برن سر کلاس ، ناظم مدرسه به موهای بلند گیر میداد و هرکی موش بلند بود با قیچی یه چاله رو سرش میکَند !
.
.
بابام این ترم میگه یکمم بخونی بد نیستا ؟!
گفتم تو درس می‌بینی و من پیچشِ درس …
بابام ۱۰دقیقه سر تکون داد و اتاقو ترک کرد !
فرستنده : مرتضی۰۶۳۱
.
.
دختر خانوما ایشاله از این ترم جزوه های ۸رنگ بنویسید ، شاید تا فارغ التحصیلی یه گشایشی توی کارتون رخ داد !
.
.
یادش بخیر هیچ چیز خوشحال کننده تر از این نبود که تو امتحان به جای “توضیح دهید” بنویسن “نام ببرید”
.
.
چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا …
هووووووووووی عمو کجایی ؟ جلوی پاتو نگاه کن ؛ فردا باید بری مدرسه …
.
.
مدرسه ها وا شده ، غلغله بر پا شده/باز آمد بوی ماه مدرسه/همشاگردی سلام ، همشاگردی سلام ، همشاگردی سلام …
ستاد زجر دادن دانش آموزان ایرانی
.
.
یادش بخیر سر صف پاهامونو ۱۸۰درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
فرستنده : نیما۸۶۱
.
.
ورودی جدید داشتیم که همون روز اول ۵،۴تا نیمه گمشده پیدا کرده !



قالب وبلاگ

دانلود رایگان